تبليغاتX
ایران مرز پر گهر - فروهر اهورا مزدا نيست
به نام زندگي و نه زيستن
                          فروهر اهورامزدا نيست                      

 

                                  


        فروهر چيست ؟
        فروهر  كيست؟
        اين نام از كجا امده است ؟
        زن است يا مرد ؟
                اينها سوالاتي است كه در اين بخش به انها اشاره خواهيم كرد .

وقتي مهتاب مي خواند طنين سبز نفسها به فراموشي مي رود و از حصار زمان خواهيم گذشت . ابستني ستاره غنيمت است اگر در چشمهايمان حيرت امان بدهد

ومن...
اميخته با حقايق محبوسم

و فروهر . . .
واژه فروهر  يا  فره وشي  واژه اي است اوستايي كه  در زبان پهلوي فروهر امده است . البته اين كلمه در گات ها  نيامده ولي بسياري از بخشهاي اوستا دربرگيرنده مطالبي در رابطه با ان است . معناي  فروهر نيروي پيشرفت دهنده و هدايت كننده تن و روان ادمي در گيتي و مينو تفسير مي گردد.و نگاره ي  فروهر نشان دوران هخامنشي است كه صد البته پيش از اين قوم بوجود امده است .
در حقيقت فروهر يكي از پنج جز بوجود اورنده ادمي است . در اوستا اينگونه امده است كه وجود ادم زنده از پنج جز ساخته شده است :

1 ) تن     2) جان   3) روان      4) وجدان    5) فروهر  

الف)تن پس از مرگ از هم مي پاشد و هر يك از اجزايش به صورت اوليه خود باز مي گردد

ب)جان كه نيروي زندگاني است . در هنگام مرگ نابود مي شود . يعني تا جان هست مرگ نيست و اگر مرگ ايد جان نمي ماند  . پس اين دو نقيضند و اجتماع نقيضين محال

پ) روان پس از مرگ تا ابد پايدار است و به پاداش نيكيها و يا پادافره  بدي ها خواهد رسيد

ج ) وجدان پيامبر درون است  و راهنماي غير ارادي ما و توبه و ندامت از دلايل بيداري وجدانند

د ) فروهر يكي از قواي باطني انسان است كه پيش از بدنيا امدن او وجود داشته و پس از مرگ به عالم ملكوت يعني همان جايي كه به ان تعلق داشته باز مي گردد .
پرتو بيكران اهورامزدا بوده كه براي راهنمايي روان ادمي و رهبري او به سوي راستي و جاودانگي به تن اندر شده و پس از مرگ با همان اشويي و پاكي به اصل خويش مي پيوندد . فروهر مانند روان ناديدني است ولي براي درك و فهم ان برايش تصويري بدين شرح ترسيم كرده اند :
پيرمردي سالخورده  كه دو دست او به سوي جلو و بالا افراشته شده است . دو بال گشوده دارد و صورت پيرمرد به سمت راست است .در دست چپ و در ميان كمر حلقه اي نمايان دارد . در دو سوي حلقه در دستش. دو رشته نمايان است . قسمت زيرين نگاره كه چونان دم عقاب است بدانديشي و بدگفتاري را زبون مي سازد . صورت پيرمرد گونه  ان . جهانديدگي و كمال تجربه و دانايي را مي رساند. بالا بودن  دست راستش به سبب احترام به اهورامزداي بزرگ  و كاميابي  و پيروزي خواستن از اوست. حلقه موجود در دست چپش  مهر  نام دارد و نمايانگر پيمان و پايداريست و امروزه درزمان بستن پيمان زناشويي حلقه اي است كه  به دست يكديگر ميكنند . امتداد بالها در يك راستا نمايانگر راه راستي است كه تنها راه رسيدن به هدف است. حلقه اي كه در كمر دارد نمايانگر اين حقيقت است كه خارج از ان حلقه زمانه بي پايان و سپهر بي كران و داخل حلقه  دنيا است و انسان نيز در ميانه ان جاي دارد.دو رشته پيوسته به ان نمودار نيروي  سپنتا مينو  و انگره مينو  مي باشد كه به معني خير و شر است كه در نهاد تمامي انسانها نهاده شده است.  

 پس از اين گفتار مي توان چنين نتيجه گرفت كه :

1 )فروهر نهادي مقدس در وجود ناخوداگاه انسان
2 ) رسولي از جانب خدايگان
3 ) نامي است باز مانده از دوران پيش از هخامنش
4 ) مذكر است و اين از ظاهرش هويدا است

والسلام
_________________
هر شبانه روز از بالا امدن خورشید در اسمان تا بوسه زدن ماهتاب با تاریكی زمین در حال چرخیدن است.نسل سرخ امروز اینده سبز نسلهای گذشته است كه رویای رسیدن به ماه را در ذهن می پروراند ...و ما برانیم تا میانبر زدن به خورشید را تجربه كنیم. با تشكر و احترام  فروهر

منبع :  http://forum.sohail2d.com/viewtopic.php?t=5739&highlight

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 20:13 توسط بهنام |